۱۳۸۹ آبان ۲۴, دوشنبه

آزمون استخدامی "کشکسابی مولانا بدپیله" (سؤالات ادبیات سیاسی)

* شعر زیر را بخوانید و به سؤالات پاسخ دهید:

در نظربازی ما بیخبران حیرانند             
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطهء پرگار وجودند ولی       
عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیدهء من تنها نیست      
ماه و خورشید همین آینه می گردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا    
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار       
ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد    
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

1- بیت زیر از قول کیست و به چه موضوعی اشاره دارد؟
در نظربازی ما بی خبران حیرانند       من چنینم که نمودم، دگر  ایشان دانند
 
الف)  مهندس موسوی، او می گوید که نظرسنجی های سایت های اصلاح طلب پیروزی او را نشان می داده و لی نه خود او و نه هیچ کس دیگر از ساز و کار محاسبه آنها سر در نمی آورد. 

ب)  محمود احمدی نژاد، او می گوید که من شخصا ًهاله نور را بالای سرم احساس می کردم و حاضرم برای اثبات آن نظرسنجی و حتی رفراندوم برگزار کنم، لکن بعضی ها خواص بی بصیرت اند و واقعیت را نمی فهمند، بخصوص که اقتصادانان منتقد همه شان بی سوادند. 

ج) مهدی کروبی، او می گوید که محمد قوچانی و احمد زیدآبادی در سرمقاله های روزنامه اعتمادملی، آنقدر او را بالا برده اند که تصور می کرده رئیس جمهور شود و لذا نمی داند چرا نفر پنجم شده است. 

د)  زهرا رهنورد، او می گوید طبق نظرسنجی ها (و نظریات ناب خود) قرار بوده که در لرستان و آذربایجان آقای موسوی رای بیاورد، اما علیرغم آنکه او همه چیز را به بی بی سی فارسی گفته (و واقعیت را نموده و نمایانده) اما کسی حرف او را قبول نمی کند.

2)  معنای شعر زیر چیست؟ به چه کسی اشاره دارد؟
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولیک      عشق داند که در این دایره سرگردانند
 
الف) اگرچه کارشناسان (اقتصادی) خود را عقل کل می دانند، اما من که محمود احمدی نژاد باشم، بر اساس الهاماتی که به من رسیده، معتقدم که هیچ حالیشان نمی شود. (نقل از محمود احمدی نژاد) 

ب)  روشنفکران، مبدأ تحولات جامعه هستند، ولی متاسفانه در جامعه نخبه کش ما کسی قدر آنها را نمی داند. (نقل از خانم رهنورد) 

ج)  فعلا دور، دور اصول گرایان است، اما خودشان هم می دانند که پایگاه مردمی ندارند و با تقلب رای آوردن اند. (نقل از علی شکوری راد) 

د)  سران اصلاحات، مشاوران سیاسی و تصمیم گیر در امور من هستند، اما خودم هم می دانم که دیگر کاری از دستشان بر نمی آید و جلوی محمود دیوونه کم آورده اند. (نقل از مهندس موسوی)

3-  ابیات زیر را معنا کنید:
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدای           ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار          ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
 
الف) ازدواج من (مهندس موسوی) و خانم رهنورد کار خدا بود، البته ایشان بعدا سوار ما شد و من، بنده چاکر و حرف گوش کن ایشان شدم. البته ایشان یک سری ویژگی های روشنفکری و التقاطی (چشم سیاه کنایه از افکار التقاطی فریبنده) داشت که هر خانمی ندارد، وگرنه خانم فعال سیاسی که اون موقع ها زیاد بود و اکثرشان هم مجاهد و فدایی خلق بودند. 

ب)  پیوند سیاسی من (مهدی کروبی) و آقای موسوی، کار خدا بود، اما به هر حال من  ایشان کاره ای نیستیم و بیانیه های سیاسی ما را کس دیگری می نویسد که از هردوی ما سواری گرفته است. ای دنیای قدار! (چشم سیاه کنایه از فریبندگی دنیا) من گرفتار زر و زیور تو شدم وگرنه کمتر کسی پیدا می شد که این کارهای جنون آمیز را انجام بدهد.
ج) ارتباط من (محمود احمدی نژاد) و مشایی کار خدا بود، من از این رو شیفته و حرف گوش کن آقای مشایی شدم که ایشان خیلی انسان عارف و روحانی است، وگرنه از این حرفهای مفت خیلی ها می زنند.
د) آشنایی من (اسفندیار مشایی) و هدیه تهرانی کار خدا بود و من از این رو شیفته خانم تهرانی شدم که عکسهای ایشان (چشم سیاه کنایه از عکسهای تهرانی) دبدگاه توحیدی داشت، وگرنه از این نمایشگاه های عکس و نقاشی و مجسمه در تهران زیاد هست و کسی سراغشان نمی رود!....

*********************************************
داوطلبان ارجمند!
با کمال تأسّف، شما دسته جمعی مردود شدید! حالا حالاها باید برای استخدام در کشکسابی ما، سماق بمکید! این آزمون همچنان ادامه دارد!

هیچ نظری موجود نیست:

یه نظر حلاله! بده ، بعد برو!

kzvo,hid





Powered by WebGozar

بگرد و پیداش کن