(عکس های ارزشی، ورزشی، لرزشی)
نمایش پستها با برچسب فتوکاتورهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب فتوکاتورهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی. نمایش همه پستها
۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سهشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه
فتوکاتورهای داغ روز 22 مرداد 88 (آزار جنسی زندانیان + لزوم هماهنگی دولت دهم با مجلس)
(ارزشی، لرزشی، ورزشی، چرخشی، گردشی)
من هنوزم می گم که تو بازداشتگاها، به هیچکس تجاوز نشده!
محمود:
شب بیا گاردن - نه معذرت - بیا کهریزک یا منهای چهار وزارت کشور!
ریش و سیبیلتم بتراش، جیگر! اسباب زحمته!
(عکسی از دوران کودکی علی لاریجانی)
رادان، احمدی مقدم، حسین شریعتمداری، سعید مرتضوی و ...:
- بابا ، علی جون، تو هم بد چیزی نبودی ها! خودت تنها بیا کهریزک!
قول می دیم خیلی اذیتت نکنیم!
حرف حرف مجلس است، مثل میزان که رأی ملّت است!
محمود چاخان: جناب عالی، خیلی (غ) می فرمایید!
من مثلِ خدا، واجب الاطاعه هستم! "استاد تمساح" فتوا فرمودند!
۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه
۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه
فتوکاتورهای داغ روز 11 مرداد 88
(عکس های یواشکی و حرف های درگوشکی)
یکی رو پروندیم ؛ شونصد میلیون جاش سبز شد!
یکریز دارن همه جای دنیا زادِ ولد می کنن!
عجب غلطی کردیم، عقل ناقصمونو دادیم دست شیخ احمد و شیخ مم تقی و نوچه ش!
بازم صد رحمت به این خارجوی های سبز سبز نوعدوست!
اینجا که یعضیا حیا و خجالتو رو خوردن و آدمیّت و وجدان رو هم سرکشیدن!
دوست همفکرشونم که می میره عین خیالشون نیسن ؛
چه برسه به مخالفشون که انقلاب مخملیا یا سازمان "سیا" شهیدش کنه!
ای بنازم هتل های پنجاه ستاره ی استاد افشار (معاون اجتماعی وزیر کشور) و عالی جناب مرتضوی رو که این توریستای برانداز رو، از شدّت رفاه و مفت خوری از ریخت و قیافه ی مردنی و درب و داغون (عکس سمت چپ) به تیپ سرحال و شیک و پیک و تو دل برو (عکس سمت راست) تبدیل می کنه! اصلاً هرکی از چپ بودن توبه کار بشه و راستی بشه ، همه ی گره ها از کارش وا می شه! حتّی اداشم دربیاره، کافیه!
خدا بگم این هاشمی رفسنجانی مخملی رو چکار کنه!
همه ی مشتریای اونای دیگه رو قُر زد!
حالا باید این آشخورای بدبخت واسه نماز جمعه بیان این جا!
بدبختا رو از تو رختخواب، آکبند آوردن پای حرفای صدتا یه غاز شیخ احمد!
همه ی مشتریای اونای دیگه رو قُر زد!
حالا باید این آشخورای بدبخت واسه نماز جمعه بیان این جا!
بدبختا رو از تو رختخواب، آکبند آوردن پای حرفای صدتا یه غاز شیخ احمد!

نیگا کن تو رو خدا!
یا سازمان سیا می کشه شون یا خودشون می زنن همدیگه رو
می کشن، فقط نمی دونم چرا می رن پول گلوله شو به پلیس می دن؟!

آن که رندان را کند اِند ِِ خلاف
اعتراف است اعتراف است اعتراف!

به به! به به! بادا بادا مبارک بادا!
می بینم که به شکرانه ی پیروزی واقعی (!) کاپشن جناب تبدیل به کت شیک و پیک ،
و به تبع اون چون شلوار آقا هم دوتا شده، در حال تجدید فراشن!

بابا عجب چش سفیدیه این عطریانفر!
عوض این که به خیانتاش اعتراف کنه ،
بازم دوتا انگشتشو نشون می ده! اعدام دیگه حقّشه!

بی انصافا، چند نفر به یه نفر؟!
این که دختر لجبازی که من می بینم،
حتّی اگه بکشینش، بازم زن هیچکدومتون نمی شه!
پس لطفاً شرّتون -نه ببخشین- سایه تونو از سرش کم کنین!

- خب، تا حالا شما زدین و ما رقصیدیم ؛ حالا من می زنم شما برقصین! اوگی؟!
- اوگی!...
اشتراک در:
پستها (Atom)


















































