۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

از چندین هنر دولت دهم - 8 (هدرمندی یارانه ها - ازدواج جوانان در مطب دکتر)


آلزایمر مصلحتی و مزمن!
(هدرمندی یارانه ها) 

   وزیر اقتصاد گفت: "فراموش کرده ام مهریه همسرم چقدر بوده است!"
   اصولا آقای وزیر ذهنشان آن قدر درگیر مسائل و مشکلات مردم و ایضا حل کردن این مشکلات است که دیگر در ذهن ایشان جایی برای به خاطر سپردن مسائل پیش پا افتاده ای همچون مهریه و تاریخ تولد و تاریخ ازدواج و ... نیست!
(خاطره: یک
بار "حضرت مولانا بدپیله" مهریه ی همسرشان را فراموش فرموده بودند، فردای آن روز وقتي به کشکسابی مرکزی تشریف فرما شدند، ‌می فرمودند: "يادم افتاد اما جاي لنگه كفش هنوز درد مي كند!")
   آگاهان از وزیر اقتصاد شدیداً درخواست کردند: از این پس وعده ها و قول هایش را جایی بنویسد تا آن ها را هم به مانند مهریه ی همسرش فراموش نکند؛ این آگاهان به عنوان مثال از آقای وزیر خواستند: ایشان جایی وعده شان را یادداشت کنند تا بعدا زیرش نزنند که این روزها گفته اند: "در زمان اجرای هدفمندی یارانه‌ها؛ شوک قیمتی نخواهیم داشت."
   گفتنی است بعد از این اعلام نظر آقای وزیر یکی از
کشک سابان ِ کارگاه مولانا
گفت: "شما به چی می گی شوک؟!"
    وزیر اقتصاد همچنین گفت: "هدفمندسازي يارانه‌ها ازدواج را افزایش می دهد " ؛ ما نیز امیدواریم این گونه شود، فقط از آقای وزیر درخواست می کنیم لطفا این جمله شان را هم یک جایی یادداشت نمایند تا بعدا نگویند: فراموش کرده ام و اصلا این حرف را نزده بودم!
***

علاج درد ِ جوانان!
    رئیس سازمان ملي جوانان هم صحبت های بسیار ارزشمندی کردند؛ به عنوان نمونه ایشان گفتند: "مسائل اقتصادي دليل اصلي ازدواج نكردن جوانان نيست!"      
    در همین راستا یکی از آگاهان پرسید: "اگر دلیل ازدواج نکردن جوانانمان مسائل اقتصادی نیست پس چیه؟! نکنه خدایی نکرده مشکل دارن؟!" و جواب شنید که: "خب اگه اینجوریه بهتره به دکتر مراجعه کنن شاید مشکلشون برطرف شد و تونستن ازدواج کنن!"
   ایشان همچنین گفتند: "وزارت ارشاد به رسانه‌ها و فيلم‌هايي كه در زمينه ازدواج تبليغ كنند يارانه مي‌دهد."
    در همین راستا تازه متوجه می شویم چرا در پایان هر سریال و فیلمی فرت و فرت تمام بازیگران با همدیگر عروسی می کنند!
***
هدفمندی یارانه ها و هدرمندی مسکن!
   اخبار زیر را در رابطه با قیمت مسکن بعد از هدفمندی ها می خوانیم:
 - معاون وزیر مسکن: "با هدفمند کردن یارانه ها به شرط کنترل قیمت سیمان و آهن خانه گران نمی شود."
 - باز هم معاون وزیر مسکن: "قیمت مسکن با افزایش کارمزد معاملات گران می‌شود."
- مديرعامل بانك مسكن: "هدفمندسازي يارانه‌ها هيچ تاثيري بر قيمت مسكن ندارد."  
    نتیجه گیری اول: ضمن تشکر از اطلاع رسانی های به موقع مسؤولان ؛ الان دقیقاً متوجه شدیم که بعد از هدفمندی ها چه بر سر قیمت مسکن خواهد آمد!

   نتیجه گیری دوم: با هدفمند کردن یارانه ها قیمت مسکن گران نمی شود؛ البته به شرط اینکه قیمت سیمان و آهن کنترل شود و کارمزد معاملات گران نشود و قیمت جهانی آجر بالا نرود و ... .
   احتمال اول: با توجه به اینکه آقای مدیرعامل نگفته اند منظورشان مسکن کدام کشور بوده است احتمال می دهیدم شاید منظور ایشان مسکن های موجود در کشور ونزوئلا یا بورکینافاسو بوده!
   احتمال دوم: ما نیز به مانند شما فقط تیتر مربوط به صحبت های آقای مدیرعامل را خوانده ایم، شاید ایشان هم در مشروح صحبت هایشان یک عالمه شرط و شروط در مورد گران نشدن قیمت مسکن گذاشته اند!

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

از کرامات دولت دهم: "راه حل جدید یک مقام دولتی در مورد ازدواج جوانان"

در یکی از سایت ها این تیتر را می خوانیم: "راه حل جدید یک مقام دولتی در مورد ازدواج جوانان"؛ کمی با خودمان تفکر می کنیم که این راه حل چه می تواند باشد؟! حتی حدس هایی هم می زنیم، از جمله:
- اهدای یک باب مسکن مهر از طرف دولت به تازه دامادها و عروس خانم ها! تا بتوانند کانون گرمی تشکیل داده و در مسکن های مهر، مهرورزی کنند!
- دادن یارانه ی نقدی بیشتر به تازه دامادها! (البته از نوع قابل برداشتنش!)، تا شکم منزل و ایضا خودشان را سیر کنند!
- به جای یک میلیون، به هر نوزاد تازه مزدوج ها، ده میلیون داده شود تا انگیزه ها برای ازدواج بالا رود!
پس از این حدس ها لینک خبر مذکور را کلیک می کنیم و سپس می رویم صبحانه یمان را میل می کنیم و باز می گردیم، کمی دیگر هم صبر می کنیم، بالاخره لینک مذکور باز می شود! (چشم نزنیم این روزها سرعت اینترنت خیلی بالا رفته است و دیگر نیازی نیست بعد از هر کلیک مدت زیادی را صبر کنیم!)
بعد از باز شدن لینک خبر، ابتدا کمی بر روی سرمان احساس سوزش می کنیم و سپس بوی دود به مشاممان می رسد، احتمال می دهیم رایانه یمان هنگ نموده است؛ اما هنگامی که دستی به سرمان می کشیم متوجه می شویم بر روی سرمان تعدادی شاخ روییده و دلیل سوزش سرمان نیز همین بوده است و آن دودها هم در نتیجه ی تعجبی بوده است که کرده ایم و آن چیزی که هنگ نموده مخ ما بوده نه یارانه مان!
متن خبر را چند بار دیگر هم می خوانیم و هر بار که راه حل مذکور را می خوانیم به راه حل و ایضا راه حل دهنده دمت گرم می گوییم و تعجب می کنیم از این همه دوراندیشی و هوشمندانگی!
البته صد در صد مطمئن هستیم این تصمیم صد در صد کارشناسی شده است و معلوم است مسئولان برای رسیدن به این پیشنهاد که یحتمل نتیجه ی خرد جمعی هم بوده است ساعت ها وقت گذاشته و زحمت ها کشیده اند!
بر طبق اخبار واصله به "ستون طنز عصرایران" شنیده می شود تمام کارشناسان بعد از اطلاع از این راه حل ساعت ها انگشت به دهان مانده اند و ده ها بار گفته اند: "ایول! عجب فکری! چرا اول به ذهن خودمون نرسیده بود؟!"
گفتنی است به احتمال خیلی زیاد با ارائه ی این راه حل دیگر هیچ جوانی مشکل ازدواج نخواهد داشت و تنها معضل حال حاضر در خصوص ازدواج جوانان شلوغ بودن محضرها برای ثبت عقد خواهد بود که امید می رود این مقام دولتی برای حل این معضل هم راه حل مناسبی بیندیشند!
و اما راه حل مذکور:
مدیر كل امور تربیتی سازمان ملی جوانان گفت: "جوانان ازدواج کنند اما خرجشان را از پدرشان بگیرند!"
باز هم تشکر می کنیم از ایشان و تمام مسئولانی که به فکر جوانان و مزدوج کردن آنها هستند!....

۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

بز زنگوله پا (ورژن جدید) - بخش نخست

http://asriran.ir/content/img/news/61733_521.jpg

     یکی بود، که خیلی یکی بود. غیر از اونم، هیشکی نبود، هر جا می رفتی، بازم همون یکی بود، خودش رئیس بود، خودش منشی بود، رئیس منشی های دفتر خودش هم خودش بود، خودش رئیس دفتر خودش بود، باز روابط عمومی خودشم خودش بود، ادعا می کرد که اومده خدمت بکنه، اما همه اش سخنرانی می کرد. آخه اون موقع ها سخنرانی کردن بهترین نوع خدمت بود و بس.
     خوب، اونی که بود و فکر می کرد تا آخر عمر خودش و خودش خواهد بود، از بچگی همین جوری بود. بچه که بود، اسمش "حبه انگور" بود، بزرگ که شد، اسمش چیز دیگه ای شد. البته یه مدت هم با اسم مستعار دیگه، تو یه اداره ای خدمت کرد که اونجا سخنرانی معنی نداشت و کارش عموما خفت کردن بود. بگذریم، این حبه انگور ما که اتفاقا برخلاف اسمش، مذکر هم بود، دو تا داداش دیگه هم داشت که اونها هم مذکر بودند (خیلی عجیبه نه؟ تو دنیای ما هیچی عجیب نیست) اسم یکی از اونا "شنگول" بود و دیگری "منگول". اینا مادر نداشتن (روایت ما با روایت های دیگر که حاکی از حضور یک "مامان بزی" است، به کلی تفاوت دارد) اما یه پدر داشتن که اسمش "بزک زنگوله پا" بود (باز تاکید می کنم در داستان ما هیچ ردپایی از هیچ موجود مونثی نیست و هرگونه برداشت زنانه از اسامی مطروحه در داستان؛ پیگیرد قانونی دارد)
    خلاصه، "بزک زنگوله پا" بچه زیاد داشت، اما این سه تا را خیلی دوست می داشت. و از این سه تا آنقدر حرف می شنفت و مشورت می گرفت که همه فکر می کردن که اونا هستن که اینو زاییدن و اونا پدر این هستن. اما اتفاقا برعکس (ما درباره تکوین فعل زایش و رشد و نمو این سه موجود، توضیح خاصی نداریم که به شما بدیم و اصولا این چیزا ما رو از مسائل اصلی دور میکنه) بازم خلاصه، کم کم اینا بزرگ شدن و توی محله بزها، سر تو سرا دراوردن. اما همه حسودیشون می شد، لذا سعی کردن برای اینا پرونده سازی کنن.
    تو جامعه بزها، داشتن "شاخ" شرط لازم برای رشد سیاسی بود، اما شرط کافی نبود. به هر حال "شاخ بزرگ" یک افتخار حساب می شد، به خصوص شاخ خارجی. لذا همه میرفتن دوره شاخداری پیشرفته رو توی خارجه می گذروندن و بعد احتمال گرفتن پست های بالا، زیاد می شد. به همین خاطر "شنگول" و "منگول" قصه ما هم دلشون می خواست برن خارج تا دوره شاخداری رو بگذرونن اما چون حداقل شاخ لازم برای این اعزام را نداشتند، موفق نمی شدن. تا اینکه دری به تخته خورد و یک "شاخ پخش کن" به اسم دانشگاه "شاخداری" پیدا شد و به این دو تا شاخ مفتی داد. (مفتی یعنی اینکه شنگول و منگول زحمت نکشیدن، وگرنه دانشگاه پول زیادی گرفت) اما "حبه انگور" که تو یه اداره خاصی مشغول خدمت بود که نیاز به "شاخ" از جنس دیگه ای داشت (در واقع در عملیات های آن اداره، سم به کار می آمد، نه شاخ) همراه اونا نگرفت و به همون شاخ متوسطی که داشت قناعت کرد.
     گذشت و گذشت تا این که گند آن "شاخ پخش کن" درآمد و معلوم شد که شاخ هایی که اینها دارند، شخ های مصنوعی و تقلبی است. شنگول بنده خدا، چون یک سری خرابکاری های دیگه هم کرده بود(این خرابکاری هایی که گفته شد، شامل زندان به جرم  "ازاله یِ بکارت" نمی شود، چون همانطور که گفتیم اساسا در محله بزهای ما، جنس مونث وجود نداشت که کسی بخواهد از او بکارت بزداید)، زودی لو رفت، ولی منگول قایم شد و کمتر کسی فهمید که اونم بله!...

۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

تفسیر اخبار روز به روایت IBNA (آژانس خبرگزانی بدپيله) هفته ی اول آبان 1389

گروهی از نخبگان شاغل در "کشکسابی مرکزی مولانا شیخ کشک الدّین بدپیله" پس از ساعت ها تلاش شبانه روزانه دستگاهی را اختراع کردند که به وسیله ی آن می توان صحبت های مسئولان را ترجمه کرد؛ توجه شما را به چند جمله ی برخی از مسئولان و ایضا ترجمه ی آن جلب می نماییم!
تذکر جدی: این "دستگاه ترجمه" در مرحله ی آزمایشی قرار داشته و ترجمه هایش به هیچ عنوان تایید و تکذیب نمی شود!

* معاون فنی و آماری سازمان سنجش آموزش کشور: "کنکور سراسری تکمیل ظرفیت دارد."
ترجمه: همه تون از یک کنار قبولین! چرا جوش بیخود می زنین؟! الکی هم پولاتون رو واسه کلاس کنکور و این طور چیزا هزینه نکنین، پولاتون رو پس انداز کنین واسه دادن شهریه ها!
 
* مدیر عامل یکی از بانک ها: "مشاهده حساب های هدفمندی یارانه ها توسط دستگاه‌های خودپرداز امکانپذیر شد. "
ترجمه: عزیز من! اینقدر اون عابر بانک رو سیخ نکن! خراب شد!! اون هشتاد و خورده ای تومن رو فقط می تونی نگاه کنی! هر وقت می شد برداشت کنی خودمون فرت و فرت توی اخبار اعلام می کنیم!!
 
* کفاشیان: "قطبی تمایلی به ماندن ندارد."
ترجمه: باور کنین خودش به من گفت، در گوش من گفت، گفت تمایلی به موندن ندارم!! و اصلا هم تمایل ایشون ربطی به دستور سعیدلو که گفت: "افشین قطبی برود مربی خارجی بیاید." ندارد! باور کنین خودش می خواد بره!
 
* مهمانپرست: "سوخت ندادن به هواپیماها را تحمل نمی کنیم."
ترجمه: بلیط هواپیماها به اندازه ی کافی گرون نشده، یکم دیگه هم باید گرون بشه!
 
* نهاوندیان : "بسیاری از طلاق‌ها ریشه اقتصادی دارند."
ترجمه: پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و بهتر شدن وضعیت معیشتی مردم شاهد کاهش چشمگیر آمار طلاق در کشور خواهیم بود! (چیه؟! چرا اونطوری نگاه می کنین! دستگاه مترجم ما هنوز در مرحله ی آزمایشی به سر می بره و بطور صد در صدی صحیح بودن ترجمه هاش تایید نمی شه!!)

* علی مطهري: "نمایندگان حامی دولت عقلگرا نیستند."
دستگاه ترجمه ی ما با بیان اینکه "لطفا منو وارد دعوای مطهری و دولتی ها نکنین" گفت: "به من چه! برین ترجمه ی این حرف رو از خود آقای مطهری بپرسین!"

* وزیر آموزش و پرورش گفت:" این پس تربیت نوزادان صفر ساله شیرخواره تا جوان 18 ساله زیر نظر آموزش و پرورش است."
دستگاه ما به جای ترجمه یک سئوال پرسید و گفت:"چرا مسئولان به فکر نیستند؟! آخه پس کدوم سازمان مسئولیت تربیت نوزادان قبل از تولد را می خواهد برعهده بگیرد؟!" لازم به ذکر است که دستگاه مذکور همچنین از "سازمان ملی جوانان" به عنوان نهادی که می تواند این مسئولیت خطیر را برعهده بگیرد نام برد!

* رئیس مرکز آمار ایران اعلام کرد: "هزینه خانوارها بیش از درآمد آنها"
ببخشید! دستگاه ما نتوانست این جمله رو ترجمه کنه! و ابتدا هنگ و سپس دود و در نهایت منفجر شد!...
Powered By Blogger

یه نظر حلاله! بده ، بعد برو!

kzvo,hid





Powered by WebGozar

بگرد و پیداش کن