۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه
۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه
آزمون اخذ گواهينامه تخصصي ازدواج!
الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد
الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!
الف. برجستگی های فريبنده!
ب. گاوت دوقلو زاییده!
الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن
ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. پايان روابط آزاد
الف. حرف اضافه ممنوع!
ب. حرف ممنوع، اضافه!
الف.سير ترشي افتاد پايين!
ب....( عبارت انتخابي خودتان را وارد كنيد)
الف. لطفا موالیدتان را كنترل كنيد!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!
الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع
الف. با طبقات بالاتر وصلت كن
ب. توكلت به خدا باشد!
الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!
الف. ... ممنوع!
ب. فکر بد کردن درباره گزینه بالایی اکیدا ممنوع
الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع
الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع
الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!
الف. ... به زندگی ممنوع!
ب. درصورت گزینه یک(!) آن گاه بريده مي شويد!
الف. ladies next
ب. محل وقوع عشق های خیابانی
الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!
ب. دو فرزند کافی است!
الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!
الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگي شما به بن بست رسيده است
الف. بالا بروي پايين بيايي بايد مهريه را بدهي!
ب. بالا رفتيم ماست بود پايين آمديم دوغ بود سؤالات آزمون ما لو رفت!
۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه
وای وای وای، ساسی جون من کوش؟!
1- به نظر شما چرا "ساسی مانکن" دستگیر شد؟!
الف. چون با اون وری ها در ارتباط است و خودش در بخشی از اشعارش اعتراف کرده است که "یه روز بوش، زنگ زد و گفت: این خانومه که خیلی دلبره، از جینفر لوپز ما بهتره، نیناش ناش هم بلده؟!"
ب. چون جزو اراذل و اوباش محسوب می شود و خودش را صاحب قسمتی از محله های تهران می داند، وی در یکی از شعرهایش گفته است: "بیا پیشِ ما بشین، پادشاه این منطقه خواسته ات!"، همچنین تمایلات سلطنت طلبی وی نیز از این بیت شعرش مشهود است!
ج. چون چندی پیش اعلام شده بود مانکن ها نباید سر داشته باشند و یا حتّی الامکان می توانند نصف سر داشته باشند، اما وی سر کامل داشت!
د. چون به دنبال ناهنجاری بود.
2- 436 … شناسایی شدند!
الف. مفسد اقتصادی (که این قدر فاسدن که حتی به اقتصاد هم رحم نمی کنن!)
ب. زمین خوار بزرگ ( که معده شون توانایی هضم همه نوع آت و آشغال رو داره!)
ج. از اینایی که وام های خفن میلیاردی از بانک ها گرفتن و پس نمی دن و معلوم نیست ضامن معتبرشون کی بوده!
د. ورزشکارای مرد که زیر ابرو برداشتن! (ایش! چندش! بی تربیتا!)
3- آرین منش گفت:"استفاده از ماهواره در کشور 30 درصد رشد داشته است." به نظر شما چرا؟!
الف. بالا رفتن قدرت خرید مردم در نتیجه ی پایین آمدن نرخ تورم! و برای مبارزه با ماهواره بایستی نرخ تورم را بالا برد!
ب. اشتیاق مردم برای دیدن شبکه های جام جم یک و دو و شبکه ی خبری پرس تی وی!
ج. چون مسئولان فرهنگی و صدا و سیمای ما صد در صد موفق و هوشمندانه عمل کرده اند، اگر این گونه نبود شاید شاهد رشد هفتاد هشتاد درصدی استفاده از ماهواره در کشور می بودیم، اما در حال حاضر تنها استفاده از ماهواره 30 درصد رشد داشته است!
د. چون مردم شنیده اند سریال "دارا و ندار" قرار است از شبکه های جام جم مجددا پخش شود!
4- وزير كار: نمی دانم ...
الف. خط فقر چقدر است.
ب. طول فقر چقدر است.
ج. عرض خط فقر چقدر است.
د. تعداد جوانانی که به خاطر نداشتن کار جرئت فکر کردن به ازدواج را هم ندارند چقدر هستند.
5- "محمد علی باشه آهنگر" کارگردان سینما: سریالهای نوروزی فقط ... .
الف. باعث رشد 30 درصدی استفاده از ماهواره در کشور شدند!
ب. از آب غیر شرب برای آب بستن به داستان سریالشان استفاده می کردند و این خیلی موضوع قابل تقدیری است!
ج. طنز واقعی بودند، یک طنز به تمام معنا.
د. لودگی کردند.
(توضیح: گزینه ی "جیم" تابلو است که گزینه ی صحیح نیست، همین طوری و محض حال دادن به افرادی که قصد دارند این تست ها را حل کنند این گزینه را در میان گزینه های موجود قرار دادیم!)
6- اسدالله بادامچیان کدام گفته ی رئیس جمهور را شوخی نوروزی – اقتصادی احمدی نژاد با مردم دانست؟!
الف. پیشنهاد رفراندوم.
ب. احمدی نژاد: "بازار به زیبایی کنترل شد!"
ج. احمدی نژاد: "بودجه ی امسال از بهترین بودجههایی است که در سالهای گذشته به تصویب رسیده است!"
د. احمدی نژاد: "هر کجا که فرصت مدیریت به دولت داده شده همواره شاهد موفقیتهای چشمگیری در فعالیتهای دولت بودهایم."
7- کلاً نظر شما در مورد این که وزیر مسکن گفت: "خارجی ها از من درس بگیرند."، چیست؟!
الف. شاید ایشان هم شوخی نوروزی – مسکنی انجام داده اند!
ب. شاید منظورشان درس تاریخ و جغرافیا بوده است!
ج. بیایند یاد بگیرند! این طوری در چند سال آینده در مقایسه های آماری دیگر کم نمی آوریم و تعداد افراد فاقد مسکن ما خیلی بیشتر از خارجی ها نخواهد بود!
د. خیلی خوبه، پیشنهاد می کنم وزیر کار و وزیر اقتصاد هم برای خارجی ها کلاس درس بگذارند، شاید کمی وضعیت رفاهی باقی جهانیان هم بهبود پیدا کند!
__________________________________________________
* پاسخ های صحیح:
1 و 2 و 5 : گزینه ی "دال"
4 و 6 : گزینه ی "الف"
پاسخ سئوال های 3 و 7 را خودمان هم نمی دانیم، چه بسا پاسخ صحیح در میان گزینه ها نباشد!....
۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه
ورپریده + هلوی ِ نوبر (به لهجه ی مشهدی)
(1)
ورپِریدَه!
با اي هيبت كه مي يَه از مین ِ كوچه رد مِرَه!
مِدِنُم دل مو واز زير پاهاش لِقَد مِرَه!
نِمدِنُم تو خَنَه ايرترنت و مارواره دِرَن
كه اي جور، سر دودقه قر دادنِر بِلَد مِرَه؟!
زردي زلفاي او از بِهِ طرقِبه سَرَه
سرخي لپّاي او به سيب اخلمد مِرَه
هم مو از را مِرِسُم، در مِرَه ورپريدَه ، زود
مِگي دريايَه كه با چشم مو جزر و مد مِرَه
تا مُپُرسي سنّشَه ، چل سالَه، شونزَه سالَيَه
به ما كه واز مِرِسَه تا هشتاد و نِوَد مِرَه
خورشيد ِ ميون ابرَه كه دِوومِه نِدِرَه
پِرهیبش به چشم تو يَك دِقَه سر نزد، مِرَه
خِيلِه خواستُم بِزِنُم قيدِشَه؛ اما ميبينُم
اي جوري بِرِي مويِ بي مَيَه، خِيلِه بد مِرَه!
(2)
هلوی نوبر!
تِلَق تِلَق صدا می یَه ، تق تق کفش پا می یَه
از تو کوچَه ،تنگ غروب صدای آشنا می یَه
کفشایِ پاش مخملیه ، طعم ِ لباشم هِلیَه
کوچَه از آدم خَلیَه ، پر مِشَه تا به را می یَه
یَگ شالِ سبزه به سرِش ، مانتویِ تنگِه به برِش
پروانه ها دور و وَرِش ، با صد رِقَم ادا می یَه
انار کاشمر نِمِخِی؟! یَک کوهِ مرمرِ نِمِخِی ؟!
هلویِ نوبر نِمِخِی ؟! بخوا، بخوا، بخوا، می یَه
شیرینَه، دختر خَلَمَه ، حرف ندِرَه یَگ کِلِمَه
آرایشِش صد قِلَمَه ، مِلِرزَه کوچَه تا می یَه
بیگیر جلوشَه خَلَه جان! قاب پلوشَه خَلَه جان!
نذار ولو شَه، خَلَه جان! بِزِش بُگُ کجا می یَه؟!
اینجِه دلا خونه بِراش ، چشماما حیرونه بِراش
اشکاما پنهونَه بِراش ، بِزِش مِگِم نیا ، می یَه
خوشِش می یَه نگاش کُنِم ، نگا به کفش پاش کُنِمِ
به ابروی سیاش کُنِم ، به قصد ای نگا می یَه
بارون جرجر مِبارَه ، از سر معجر مِبارَه
تو چشمای تر مِبارَه ، تا لبِ بومبِ ما می یَه
جامِشَه از اشکای ما ، پُر مِکِنه صبح سحر
فردا همی حکایَتَه ، که واز سر دلا می یَه
لپّای ِ پور آبِه دِرَه ، چشمای مهتابِه دِرَه
پیچِّه دِرَه ، تابه دِرَه ، بارونِ باصفا می یَه
چشما که پَرپَر مِزِنه ، شیرین دِرَه در مِزِنَه
دلُم همَش وَر مِزِنَه ، صدای آشنا می یَه
بیگیر جلوشَه خَلَه جان! قاب پلوشَه خَلَه جان!
نذار ولو شَه، خَلَه جان! بِزِش بُگُ کجا می یَه؟!
